دوره پسا جام جهاني

فردا كه سوت پايان بازي نهايي جام جهاني نواخته شد تازه در بحرانهايي كه ساخته اند و ساخته ايم فور مي رويم. آن زمان گرماي هواي تيرماه گرم تر از هواي بازيهاي جام جهاني استشمام مي شود و صد البته غم آب در كنار غم نان دغدغه ديگري بر قشر آسيب پذير جامعه تحميل مي شود. حسن جام جهاني در اين است كه كساني چون الله كرم اين اجازه را به خود مي دهند تا با گلايه از وضعيت پوشش زن ها در استاديوم آزادي حين ديدن بازيهاي جام جهاني حكم به استعفاي استاندار بدهد و همين طور درگذشت اميرعباس انتظام در زير پوشش هاي خبري رسانه اي حاكميت نه آن چنان پررنگ باشد كه تهديدي بر آن ها روا شود. چه اگر بخواهيم و بخواهند از ستمي كه بر اين مرد در طول اين ساليان گذشته است سخن بگويند خيلي از هفت رنگان قديمي از خجالت بي رنگ خواهند شد.
فوتبال هر چه قدر براي الله كرم ها بد بود براي مخابرات ها، فردوسي پورها و صدا و سيمائيها خوب بود. گو اين كه از اين كازينو سيما به قدري درآمد كسب كردند كه كازينوهاي بزرگ لاس وگاس نكردند. باراني از اپليكيشن ها و خدمات و آپ ها و پيش بيني و قرعه كشي و حتي در روزهايي كه بازهاي فوتبال هم نبود برنامه هايي بود و چون تعداد نفرات شركت كننده به يك ميليون نمي رسيد فردوسي پور عزيز تا دوسه روز مسابقه پيامكي را تمديد مي كرد. اين شيوه بي سابقه تلويزيوني چندان باب شد كه به طور حتم بسياري ديگر از برنامه ها بي پرده به جاي توليد محتوا به تبليغات اپ و اپليكيشن رو خواهند آورد. شك نداشته باشيد.
در همين گرماي مطبوع مسابقات جام جهاني اتفاقات دهشتناكي روي داد كه آن گونه كه بايد و شايد بازخورد رسانه اي نيافت. بر خلاف خبط صدا و سيما مبني بر پخش گفته هاي دختر رقصنده در اينستاگرام و پوشش جهاني اين خبر، آتش سوزي عزيزان كرد ما در اثر يك اشتباه تكرار شدني و هزاران بار تكرار شدني و همين طور سوختن مسجد جامع ساري و درگذشت عزيزان امير انتظام و بسته نگار و البته گراني لبنيات و گوشت و ... كه البته همه به دلار محاسبه مي شود پوشش خبري مناسبي نداشت و اگر داشت آن قدر نبود كه مردم بخواهند پي گير اوضاع اقتصادي ايران باشند. هيچ كدام از تمهيدات دولت براي جلوگيري از قطع آب و برق، پايين آوردن نرخ دلار و ارزهاي معتبر، رونق اقتصادي و ... به نتيجه ننشست و البته با پايان گرفتن جام جهاني و حذف بار رواني اين بازيها كه در كشور دوست و برادر روسيه برگزار شد اينك مردم تا به خود بيايند با انبوهي ديگر از گراني، فساد و بي لياقتي رو به رو خواهند شد. مواردي كه ديگر همه به آن عادت كرده ايم.
كازينو سيما

صدا و سيما، نهادي منحصر به فرد و خاص. نه مي توان به آن نقدي گفت و نه مي توان اعتراضي كرد. از چارچوب و فرم رسانه و كاركردهاي آن اين چند روز فقط و فقط اين تبليغات است كه چهارنعل در حال تاختن است و البته اگر وقتي داشته باشد فوتبالي هم نشان مي دهد. اين فرم تبليغات به داخل تمامي برنامه ها نيز كشيده و با توجه به محتواي سليقه اي ساخت برنامه، اين نهاد مي رود تا باز هم شاهد ريزشي در بين مخاطبان خود پس از جام جهاني روسيه باشد. جام جهاني اي كه به لطف آن صدا و سيما به كازينو سيما تغيير ماهيت داده و هم چنان با گام هايي بلند در اين مسير به پيش مي رود.
از كارهاي تبليغي ضمن برنامه هاي مهران مديري كه بگذريم فردوسي پور هم به اين جرگه اضافه شده است. در برنامه هاي جام جهاني كه هر شب و طي برنامه اي ويژه از شبكه سوم سيما پخش مي شود مجري دوم چنان با هيجان از اپليكيشن آپ، روبيكا و ستاره هفتاد هشتاد مربع، صحبت مي كند كه شايد حتي خود مديران اين اپ هاي تبليغاتي كه اسپانسر اين برنامه ها شده اند هم تعجب كنند. اين گفتمان حتي در ميان تحليل كارشناسان ميهمان هم به صورت ناگهاني ادامه پيدا مي كند و ذهن مخاطب كه هنوز در هواي بازي و اتفاقات آن غوطه ور است به ناگاه با صحبت هاي مجري كه به كرار اتفاق مي افتد به فضايي تبليغاتي و مستأصل كشيده مي شود.
اين ها همه البته غير از مسابقه پيش بيني فوتبال است كه مكرر به صورت زيرنويس و توسط مجريان برنامه اعلام مي شود و مخاطب مي تواند با پيش بيني بازيهاي آن روز از شانس برنده شدن پول و خودرو و ... برخوردار شود. اين پيش بيني ها به صورتي است كه ديگر زير هفت يا هشت ميليون پيش بين هم كفايت نمي كند و در خصوص سئوال اين كه آيا از عملكرد تيم ملي در مسابقات جام جهاني راضي هستيد؟ چنانچه تعداد مخاطبان در شب اول بسيار پائين تر از حدنصاب شد اين پيش بيني به روزهاي دوم و سوم و ... كشيده مي شود تا به كف همان تعداد مخاطب هفت هشت ميليوني برسد. حال با توجه به رد و بدل شدن اين همه پيامك و تبليغ و كارايي نرم افزارهايي كه وقت بزنگاه شايد در انجام سرويس هاي اعلامي خود هم هنگ بكنند اين صدا و سيما، مديران آپ ها و شركت مخابرات است كه از انحصار پخش بازي ها و انحصار بسياري از چيزهاي ديگر مي توانند و اين توان را دارند تا دقيقه ها و ساعت ها وقت مخاطبان را با اين روش هاي خودخواهانه تبليغاتي هدر بدهند. زمان مخاطبي كه به واقع هيچ چيز مادي براي جبرانش وجود ندارد.
اما به جاست پليس فتا و ديگر نهادهايي كه فكر و ذكرشان آرامش و آسايش مردم است دست به كار شوند و جلو اين شرطبنديها(پيش بيني ها) را بگيرند. چون به لحاظ ماهوي روش كار شرط بنديها هم به همان گونه ايست كه كازينو سيما اعلام مي كند. تنها تفاوت اين شركت ها يا اپ هاي شرط بندي اين است كه بر خلاف كازينو سيما آن ها انحصاري در سيستم ارسال پيامك يا پخش تصاوير زنده براي تمام نقاط كشور ندارند.
وداع با شكوه با جام جهاني روسيه 2018

اين بار هم در حسرت رفتن به دور حذفي جام جهاني اشك ريختيم اما نه مثل هميشه. اين بار يك غرور ملي عجيبي سراسر ايران را تا ورزشگاه سارانسك گرفته بود. اين معجزه فوتبالي است كه بعد از يك ناآرامي صنفي دوباره هشتاد ميليون ايراني را متحد و يك صدا همگن مي كند. ديگر نه دلار ده هزار تومني و نه سكه سه ميليون توماني نمي تواند روحيه شكننده مردمي را بشكند كه دولت و حكومت در اين چندسال بارها و بارها روحيه شان را شكسته است. ارزش پول ملي شان را از بين برده اند. اقتصادشان را بي رونق كرده اند و براي جلوگيري از خروج ارز مي گويند به مسافرتهاي غير ضروري نرويد. گو اين كه اين همه ارزي كه دارد از كشور خارج مي شود فقط و فقط توسط مسافريني است كه مي روند آن سوي آب ها تا لحظاتي را خوش باشند و از هفته اي را دور از تنش بگذرانند.
حاكميت تازه به معجزه فوتبال پي برده است و تازه فهميده كه از اين ابزار هم مي تواند در جهت منافع خودش گام بردارد. و البته اين رويكردي نامناسب به ورزش است اگر بخواهد با هدف وسيله را توجيه كند. ديشب خستگي ساق هاي بازيكنان پس از يك ماراتن نفس گير آن قدر مشهود نبود كه حسرت بازماندن از دور بعدي جام جهاني. دوباره بايد صبر كرد تا چهارسال ديگر و ميعادي ديگر تا شايد اين حسرت بر جاي مانده از جام جهاني 1978 آرژانتين از بين برود. شايد آن روز ديگر كيروشي به عنوان ژنرال در نيمكت ايران وجود نداشته باشد اما ميراثي وجود دارد كه جنگيدن را ياد گرفته است. مي جنگد و به دنبال پيروزي است.
ديگر از سوي كشورهاي صاحب فوتبال تحقير نمي شود. ديگر صاحبان توپ طلا براي ايستادن و ضربه زدن در مقابل دروازه بان هاي ايراني نيش خند نمي زنند. بلكه زانوهاشان مي لرزد و حتي شايد پنالتي هايشان را هم از دست بدهند. شايد از اين به بعد تيم هاي بزرگ جهاني ديگر مجبور شوند براي حفظ نتيجه در برابر ما وقت كشي كنند. مثل همان كاري كه تيم هاي عربي در مقابل ما مي كردند. حالا جام جهاني براي ما تمام شده. براي مرداني كه حتي كمپاني هاي خارجي به خاطر اعمال محروميت هاي جهاني از دادن كفش هم به آن ها دريغ كردند. اين نيز مي گذرد اما غرور بازگشته به مردم سرزميني كه هنوز غرور هشت سال جنگ را بر دوش خود دارند قابل ستايش است. امشب راحت مي خوابيم. مثل ماريو زاگالو (سرمربي تيم ملي كويت در آن سالها) در جام جهاني آرژانتين، وقتي كه از ايران باخت گفت امشب راحت مي خوابم. چون بهترين تيم قاره كهن نماينده فوتبال ماست در جام جهاني. ديشب هم بازتاريخ تكرار شد. اين بار با بيرانوند، با آزمون، با پورعلي گنجي، با كريم انصاري فرد به جاي پروين، ناصر حجازي، حسن روشن و ايرج دانايي فرد. جهان دوباره فوتبال ايران را ستود. كيروش، ممنونيم كه اين غرور را دوباره به ما بازگرداندي.
.: Weblog Themes By Pichak :.
